atash


+  

حسین آمد که راه چگونه مردن را بیاموزد

هیهات من الذله

نویسنده : نوراله ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ راز این سکوت چیست

  • «آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن . »
  • «اندیشمند یگانه است و اگر از ترس سکوت نمود با آدمهای دیگر هیچ فرقی ندارد . »
  • «برای سخن سنج بودن باید سکوت کرد.»
  • «برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . »
  • « بهترین اشخاص کسانی هستند که اگر از آن ها تعریف کردید خجل شوند و اگر بد گفتید سکوت کنند.»
  • «رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد .  »
  • «سعی کن درست صحبت کنی و گرنه عاقلانه این است که سکوت کنی.»

[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «سکوت علامت رضا است.»
  • «سکوت گوهر ظریفی است برای یک زن که اغلب مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.» ضرب‌المثل‌ عبری
  • «هیچ‌کس به خردمندی دیوانه‌‌ای که سکوت اختیار کرده‌است، نیست
نویسنده : نوراله ; ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ بوی محرم

 

 
نویسنده : نوراله ; ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ سلام بر عاشورا

نویسنده : نوراله ; ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ اعلامیه حقوق بشر

اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به یاری آموزش و پرورش ، رعایت این حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدبیر فزاینده ی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای جهانی و موثر، آن ها را چه در میان مردمان کشور های عضو و چه در میان مردم سرزمین هایی که در قلمرو  آن ها هستند ،تامین کنند.

دیباچه

از آن جا که شناسایی حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده‌ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است،

از آن جا که نادیده گرفتن و تحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه‌ای انجامیده که وجدان بشر را برآشفته‌اند و پیدایش جهانی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترین آرزوی بشر اعلا م شده است ،

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکمیت قانون حمایت شود تا انسان به عنوان آخرین چاره به طغیان بر ضد بیداد و ستم مجبور نگردد،

از آن جا که گسترش روابط دوستانه میان ملت‌ها باید تشویق شود،

از آن جا که مردمان ملل متحد، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و حیثیت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم کرده‌اند که به پیشرفت اجتماعی یاری رسانند و بهترین اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاینده به وجود آورند،

از آن جا که دولت‌های عضو متحد شده‌اند که رعایت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمین کنند،

از آن جا که برداشت مشترک در مورد این حقوق و آزادی‌ها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد،

مجمع عمومی این اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت‌ها اعلام می‌کند تا همه‌ی افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به یاری آموزش و پرورش ، رعایت این حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابیر فزاینده‌ی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در میان مردمان کشورهای عضو و چه در میان مردم سرزمین‌هایی که در قلمرو آن‌ها هستند، تامین کنند.

ماده‌ی ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و باید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتاد کنند.

ماده‌ی ٢

هر کس می‌تواند بی هیچ گونه تمایزی ، به ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس ، زبان ، دین ، عقیده‌ی سیاسی یا هر عقیده‌ی دیگر، و همچنین منشا ملی یا اجتماعی ،ثروت ، ولادت یا هر وضعیت دیگر، از تمام حقوق و همه‌ی آزادی‌های ذکرشده در این اعلامیه بهره مند گردد.

به علاوه نباید هیچ تبعیضی به عمل آید که مبتنی بر وضع سیاسی ، قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه این کشور یا سرزمین مستقل ، تحت قیمومت یا غیر خودمختار باشد، یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده‌ی ٣

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد.

ماده‌ی ۴

هیچ کس را نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شکلی که باشد، ممنوع است.

ماده‌ی ۵

هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.

ماده‌ی ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به رسمیت شناخته شود.

ماده‌ی ٧

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هیچ تبعیضی از حمایت یکسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناق´ اعلا میه‌ی حاضر باشد، و بر ضد هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید، از حمایت یکسان قانون بهره مند گردند.

ماده‌ی ٨

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی یا قوانین دیگر برای او به رسمیت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ی موثربه دادگاه‌های ملی صالح را دارد.

ماده‌ی ٩

هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف ، حبس یا تبعید کرد.

ماده‌ی ١٠

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوایش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسیدگی شود و چنین دادگاهی در باره‌ی حقوق و الزامات وی ،یا هر اتهام جزایی که به او زده شده باشد، تصمیم بگیرد.

ماده‌ی ١١

(١) هر شخصی که به بزهکاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی که در جریان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمین‌های لازم برای دفاع او تامین شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

(٢) هیچ کس برای انجام دادن یا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنین هیچ مجازاتی شدیدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می‌گرفت ، درباره‌ی کسی اعمال نخواهد شد.

ماده‌ی ١٢

نباید در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه یا مکاتبات هیچ کس مداخله‌های خودسرانه صورت گیرد یا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنین مداخله‌ها و حمله‌هایی ، برخورداری از حمایت قانون حق هر شخصی است.

ماده‌ی ١٣

(١) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت وآمد کند و اقامتگاه خود را برگزیند.

(٢) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشورخویش بازگردد.

ماده‌ی ١۴

(١) در برابر شکنجه ، تعقیب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای دیگر را دارد.

(٢) در موردی که تعقیب واقعا در اثر جرم عمومی و غیرسیاسی یا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به این حق استناد کرد.

ماده‌ی ١۵

(١) هر فردی حق دارد که تابعیتی داشته باشد.

(٢) هیچ کس رانباید خودسرانه از تابعیت خویش ، یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده‌ی ١۶

(١) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هیچ محدودیتی از حیث نژاد، ملیت ، یا دین با همدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلا ل آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

(٢) ازدواج حتما باید با رضایت کامل و آزادانه‌ی زن و مرد صورت گیرد.

(٣) خانواده رکن طبیعی و اساسی جامعه است و باید از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده‌ی ١٧

(١) هر شخصی به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد.

(٢) هیچ کس را نباید خودسرانه از حق مالکیت محروم کرد.

ماده‌ی ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی اندیشه ، وجدان و دین بهره مند شود. این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی ، عبادت‌ها و اجرای آیین‌ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی ، به طور خصوصی یا عمومی است.

ماده‌ی ١٩

هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده‌ی ٢٠

(١) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات ، مجامع و انجمن‌های مسالمت آمیز بهره مند گردد.

(٢) هیچ کس را نباید به شرکت در هیچ اجتماعی مجبور کرد.

ماده ٢١

(١) هر شخصی حق دارد که در اداره‌ی امور عمومی کشور خود، مستقیما یا به وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جوید.

(٢) هر شخصی حق دارد با شرایط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست یابد.

(٣) اراده‌ی مردم ، اساس قدرت حکومت است. این اراده باید در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می‌پذیرد. انتخابات باید عمومی ، با رعایت مساوات و با رای مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رای را تامین کند.

ماده‌ی ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به یاری مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حیثیت و کرامت و رشد آزادانه‌ی شخصیت خودرا، با توجه به تشکیلا ت و منابع هر کشور، به دست آورد.

ماده ٢٣

(١) هر شخصی حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه برگزیند، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمایت شود.

(٢) همه حق دارند که بی هیچ تبعیضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگیرند.

(٣) هرکسی که کار می‌کند حق دارد مزد منصفانه و رضایت بخشی دریافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حیثیت و کرامت انسانی تامین کند و در صورت لزوم با دیگر وسایل حمایت اجتماعی کامل شود.

(۴) هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و یا به اتحادیه‌های موجود بپیوندد.

ماده‌ی ٢۴

هر شخی حق استراحت ، فراغت و تفریح دارد و به ویژه باید از محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی‌ها و تعطیلا ت ادواری با دریافت حقوق بهره مند شود.

ماده‌ی ٢۵

(١) هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ویژه از حیث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنین حق دارد که در مواقع بی کاری ، بیماری ، نقص عضو، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به عللی مستقل از اراده‌ی خویش وسایل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامین اجتماعی بهره مند گردد.

(٢) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ویژه برخوردار شوند. همه‌ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج یا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند که از حمایت اجتماعی یکسان بهره مند گردند.

ماده‌ی ٢۶

(١) هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدایی و پایه باید رایگان باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای باید همگانی شود و دست یابی به آموزش عالی باید با تساوی کامل برای همه امکان پذیر باشد تا هرکس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

(٢) هدف آموزش و پرورش باید شکوفایی همه جانبه‌ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر وآزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذیری و دوستی میان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی یا دینی و نیز به گسترش فعالیت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.

(٣) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، بردیگران حق تقدم دارند.

ماده‌ی ٢٧

(١) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهیم و شریک گردد و از هنرها و به ویژه از پیشرفت علمی و فواید آن بهره مند شود.

(٢) هرکس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی یا هنری خود برخوردار گردد.

ماده‌ی ٢٨

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ی اجتماعی و بین المللی باشد که حقوق و آزادی‌های ذکرشده در این اعلا میه را به تمامی تامین و عملی سازد.

ماده‌ی ٢٩

(١) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظایفی برعهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه‌ی او را ممکن می‌سازد.

(٢) هرکس در اعمال حقوق و بهره گیری از آزادی‌های خود فقط تابع محدودیت‌هایی قانونی است که صرفا برای شناسایی و مراعات حقوق و آزادی‌های دیگران و برای رعایت مقتضیات عادلانه‌ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتیک وضع شده اند.

(٣) این حقوق و آزادی‌ها در هیچ موردی نباید بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده‌ی ٣٠

هیچیک از مقررات اعلامیه‌ی حاضر نباید چنان تفسیر شود که برای هیچ دولت ، جمعیت یا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بین بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه فعالیتی انجام دهد یا به عملی دست بزند.

 

نویسنده : نوراله ; ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ دزد

دزد

طرّار ز دینار یکی حبّه بـدزدد                              او خود ز یکی حبه دو دینار بدزدد

عیّار ز سر دزدد دستار ولیکن                             اوخــود سرعــیّار زدستــار بـدزدد

چون دست به دستان وحیل چست برآرد             خال از رخ زنگی به شب تار بدزدد

گرحبس کنندش به یکی خانه ی تاریک               چون کاهربا کاه ز دیوار بدزدد

پالان زسر اشتر توسن برباید                            نعل از قدم استر رهوار بدزدد

گرتیغ گهردار زنندش به میان بر                          گوهر ز سر تیغ گهردار بدزدد

ور زآنکه ورا بر در باغی گذرافتد                         بوی از گل وتیزی زسر خار بدزدد

ور زآنکه زیارت رود اوسوی لب گور                     از مرده کفن وز کفن آهار بدزدد

چیزی که بدزدید ونهان کرد به جایی                 آن چیزهم از خویش دگر باز بدزدد

آویختنش سخت صواب است ولیکن                 می ترسم از آن کو رسن و دار بدزدد

 

  

 

 

منبع: نمونه های نظم و نثر فارسی ج 2

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/06/13 ساعت | نظر بدهید
نویسنده : نوراله ; ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+  

  من زندگی را دوست دارم

اما از زندگی دوباره می ترسم

 

دین را دوست دارم

ولی از کشیش ها می ترسم

 

قانون را دوست دارم

ولی از پاسبان ها می ترسم

 

عشق را دوست دارم

ولی از زن ها می ترسم

 

کودکان را دوست دارم

ولی از آیینه ها می ترسم

 

سلام را دوست دارم

ولی از زبانم می ترسم

 

من می ترسم

پس هستم!

 

این چنین می گذرد روز و روزگار من!

 

من روز را دوست دارم

اما از روزگار می ترسم.

 

 

 "

نویسنده : نوراله ; ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ یادی از آنروزها

به نام خداوند جان خرد

اینک پس از 30سال از شما می پرسم شما را چه شده است که اینگونه رفتار می کنید ؟آیا مردم ما که آن صداقت وپاکی را داشتند آن خلوص وآن صمیمیت را داشتند  وآنگونه برای امام وانقلاب خود جان دادند وامروز سزاوار این همه توهین واین همه بی احترامی هستند،؟

توجه تمام مردم دنیا را جلب می کنم به فراز های از وصیت نامه یکی از شهدای جنگ تحمیلی طلبه ی

شهید  عباسعلی  مهرابی کوشکی 

روحش شاد.

 

 

 

عاشورا

 

صبح عاشورابود                                                 که صدایت راشنیدم من

 

درخواست کمک کردی                                           تند تر دویدم من

 

تنها تلاشم این بود                                                 که زودتر بیایم من

 

خداخدا کردم                                                       که دیر نشود این امر

 

مشک آب ابوالفضل را                                           کنار رود دیدم من

 

دویدم و دیدم                                                        که با تو چه کردند

 

کاش صدایت را                                                    زودتر می شنیدم من

 

 

 

 

 

 

 

فراز های از وصیت نامه شهید عباسعلی مهرابی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله    (ص) : من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

کسی که بشنود صدای مرد گرفتاری را که میگوید ای مسلمین مرا دریابید ولی اورا یاری نکنند چنین شخصی در جامعه مسلمان نبوده و مورد شفاعت قرار نمی گیرد.

حجاب هائی است که بین ما وحق تعالی که ما خود آن حجاب هستیم واگرکسی   فی سبیل الله  این حجاب رادادوشکست وخود را تقدیم کرد این مبدا همه ی حجاب ها را شکسته است وچون در طبق اخلاص گذاشته ،حجاب شکسته می شود.(امام خمینی )

با حمد ستایش خداوند باری تعالی و خالق ، وصلوات برفرستادگانش خصوصا حضرت محمد(ص)و 13معصوم بالاخص امام عصر (عج) ونائب برحقش ابراهیم زمان خمینی روح الله دام ظله العالی وسلام برفقهای عالی قدر خصوصا حضرت آیت الله منتظری وتمامی روحانیون متعهد ودلسوز وتمامی مسئولین وتبریک بر خانواده های شهدای اسلام خصوصا شهدای هفت تیر ورجایی ومطهری وباهنر ومدنی ودستغیب وهاشمی نژاد وقدوسی ومفتح و(فرزند امام )حاج آقا مصطفی خمینی وسعیدی وغفاری وهرندی وکاشانی و....

ودرود وتحیت برشیران غرور آفرین اسلام وحزب الله که درتمام ابعاد مبارزات درسنگر های نظامی ،فرهنگی ،اقتصادی ،مذهبی  ازجمله جبه های جنوب لبنان که رزمندگانی متشکل از مسلمانان لبنانی ،جنبس امل،سوری ،ایرانی وغیره برعلیه غده ی سرتانی جهان وغاصب مبارزه و دفاع وجهاد  می نمایند.

هر چه فکر که  کنم چه سفارشی بکنم ،وصیتی پر محتواتر از سخن امام علی (ع) معلم واستاد کبیرم چیزی بیاد ندارم

اوصیکم ایهاالناس بتقوی الله واوصیکم بذکرالموت واقلال الغفله عنه وکیف غفلتکم عمالیس بغفلتکم وطمعکم فیمن لیس یمهلکم

ای مردم شمارا سفارش می کنم به پرهیز گاری وترس از خدا وشمارا سفارش میکنم به یاد مرگ وکم غافل شدن ازآن وچگونه غافلید از چیزی که ازشما غافل نیست (مرگ)وچگ.نه طمع وآز دارید ؟از کسیکه (ملک الموت  )شمارا مهلت نمی دهد.

هیهات 18سال از عمرم گذشت ،شها با عشق به خدا به معشوق خویش پیوستند ومن هنوز در خم یک کوچه نیستم ، زیرا از نعمت های داده شده خداوند سپاسگذاری نکرده ام وشرمنده ام،نعمت ولایت فقیه که امام امت روح خدا باشد،حتی توفیق نیافتم دست خدایی اورا ببوسم ودرگفتار پیامبرگونه اشتفکر کنم ،افسوس که با این ابر مرد ونفس قدسیه هم عصر بودم ولی از سخنان گهربارولایتش بهره ای نبردم .وقتی امام می گوید :چشم امید من به شما جوانان است ،ما همه جان بکف فریادش را لبیک واورا تنها نمی گذاریم.

زمانی که ابراهیم قارون شکن می فرماید :من خدمتگزار شما وطلبه ای بیش نیستم !پس من چه هستم !!برخودم واجب دانستم که به جبهه بروم وهمجوار سبک بالان  بشوم واز روی احساسات و شانه خالی کردن نیست.

مردم عزیز شهادتحد نهایی تکامل انسان است وبهتر از هزار بار عروس ودامادشدن است ،بلکه یک تولدی دیگر است برای زندگی جاودانه ،ای کاش هزار جان داشتم وبرای خدا ودر راه خدا نثار اسلام می کردم.

شهادت برای من مانند مادریاست که تنها فرزندش را در آغوش می کشدو کشته شدن موقعی شهادت است که اول فی سبیل الله ودوم با آگاهی واختیار باشد.

چند توصیه یک رزمنده جندالله وحزب الله

1-برادران نکند جبهه ها را خصوصا لبنان را فراموش کنید،اگر می توانیدجانا واگر نه مالا کمک کنید ،وبدانید لبنان هم فرزندان وبرادران شما هستند که اگر اسرائیل نابود شود آمریکا در منطقه خاور نابود شده است .ان شا الله

2-اسلام بعد از 1400سال زنده است وقلب اسلام ولایت فقیه است پس آن را سالم نگه دارید وبه حرف های امام گوش کرده وشاخه های ولایت فقیه چون مشکینی ،منتظری ،رفسنجانی،خامنه ای ،موسوی وغیره را حفظ کنید که اسلام را حفظ کرده اید.

3- با خدای خود راز نیازودعا ومناجات  کنید ،توصیه من اینست که دعا سلاح مومن است وآن را فراموش نکنید .دعای کمیل ،ندبه ،توسل،زیارت عاشورا،آن هم برسر قبر شهدا،مردم نکند یکوقت دعا وتشییع جنازه وبرسر قبر شهدا دعا خواندن وشهید دادن شمارا   خسته کند  که منحرف شده اید.

4جوانان نکند بگوئید :ما انقلاب کرده ایم ودعاها ونماز جماعت وجمعه مساجد را فراموش کنید،مساجد نباید خالی بماند،جوانان بروید ومساجد را پرکنید،مساجد باید مانند صدراسلام محل بسیج وسپاه باشد،برادران کتاب خانه هارا گرد وغبار فرا گرفته است بروید آن هارا احیا کنید واز آن استفاده کنید.

5مگر امام نفرمود :نماز جمعه یک نماز عبادی سیاسی است؟وچقدر شها این محل کوشش نمودند یک نماز جمعه در این محل برگزار نماین ولی موفق نشدند، برادران وخواهران درنماز جمعه دشرکت کنید.واین وظیفه روحانیت است که به مردم سفارش کنند ،همچنین این محل نیازبه یک تشکیلات مذهبی دارد آنهم فعا ل ومورد تائید  امام همگی مسئولیم ودرآن دنیا مورد بازخواست قرار می گیریم ،مگر امام نفرمود: علم یاد بگیرید،پس بروید درکلاس های نهضت سواد آموزی شرکت کنید،مبادا عیادت از مجروحین وملاقات امام را فراموش کنید.

6-مطلبی از شهید مطهری دراهمیت کمک به فلسطین ولبنان وبرنانه های تبلیغی از نوار عنصرامر به معروف ونهی از منکر در نهضت حسینی :والله قسم می خورم که امروز پیغمبر درقبرش از یهود واسرائیل میلرزد،قضیه ای که دل پیغمبر وامام حسین (ع) را خون کرد همین قضیه اسرائیل است ،اگر ما می خواهیم به عزاداری امام حسین ارزش بدهیم ،اگرحسین ابن علی امروززنده بود ومی گفت برای من عزاداری کنید آیا می گفت :بگوئید زینب مظلوم الوداع الوداع؟ چیزهایی که امام می گوید: من هرگز به این شعار های ذلت بار تن ندادم و این ها را نگفته ام ،اگر اوبود می گفت :اگر می خواهید برای من عزاداری کنید و نوحه سرائی کنیدو زنجیر زنی کنید شعارتان باید فلسطین باشد ،شمر امروز بگین است آن شمر 1400پیش رفت شمر امروزت را بشناس،بخدا کمک به فلسطین مثل نمازوروره واجب است .

7-نکند برای شهادت عزیزان خود درمجالس لباس سیاه بپوشید،وگریه کنید که خیلی اشتباه کرده اید بلکه برادرانم برای شهد شهدا لباس سفید بپوشند ونو،وخود را خوشبو کنید،ومانند مجالس عروسیشان باشد.

8-برادران جلسات که گرفته می شود،مجالس عزاداری وغم انگیز وتجملاتی نباشد که شهدا راضی نیستند    جلساتی که برای شهدا می گیرید سخنران بیاورید،مردم را ارشاد کنید،کارهای عمرانی ومالی به جبهه ها و محل خود کنید،این چیز ها که درمجالس گذاشته می شود را بکاهید وهزینه آن را به جبهه ها ی ایران ولبنان بفرستید/

9-مردم شهید پرور نکند مجالس عروسی مثل قبل باشد بلکه باید کلاس ومجلس دعا ونیایش وسخرانی وارشاد باشد از جهیزیه هائیکه تجملاتی بوده وقبلا بوده است خیلی بکاهید که درآن دنیا موجب عذاب واذیت شما می شود.

10-جوانان نکند همسران پاک شهدا را فراموش کنید ،برشماست که آن ها را به ازدواج خود درآورید وهمچنین خواهران ،برادران معلول را فراموش نکنید که برای هردودسته افتخار وسعادت اخروی است.

11-مردم اگر ازمن بدی رفتاروکرداردیده اید ،خالصلنه مرا ببخشیدکه من ازغضب الهی سخت می ترسم ،اگر کسی برمن حقی دارد وطلبی دارد،ازخانواده ام بگیرد انشا الله مرا عفو کنید فانشا الله.

12نکند برای تشییع جنازه ام درهوای گرم و اگرموقع برداشت محصول وزحما ت مردم،مزاحم مردم شوید وآنها اذیت شوند ،به هرصورت که مردم راحت ترند مرا تشییع کنید.

13- برروی سنگ قبرم بنویسید بسم الله الرحمن الرحیم این جوان که به خاک خفته خون ناقابل خودرا برای آبیاری درخت اسلام ونابودی دشمنان واستواری حکومت الله ریخته است.

14-چشمان مرا بازبگذارید تا کوردلان بدانند که کورکورانه این را را نرفتم،دستانم را بیرون بگذارید تا راحت طلبان ودنیا پرستان ببینند که با خود چیزی به آن دنیا نمی برم ،مشتانم را گره کنیدتا کافران بدانند که جسم بی جانم نیز نخواهد گذاشت حتی لحظه ای آرامش بخود ببینند.

15-اما پدردرود به تو که جوانت را ابراهیم واربه قربانگاه بردی فاز تومی خواهمکه قدر این انقلاب را ورهبر را بدانی واگر معذب می شوی،مادر جان :خبر شهادتم را که شنیدی حتی یک قطره اشک هم مریز ،چون رهبرت برای فرزندش گریه نکرد،شکر خدارا بجا بیاور ،هرسب توانستی برای ظهورامام زمان (عج)وطول عمر امام 2رکعت نماز بخوان ،من درمقابل زحمات تو وکم محلی وبی احترامی به شما شرمنده ام ،بخاطر خدا مرا ببخش.

 

برادرانم شما خیلی حق گردن من دارید در تربیتم ،زبان من گویای تشکر از شما نیست شماراهم را زین العا بدین وارادامه دهیدو نکند کسی در مجالسم گریه کند که خدا هم راضی نیست .فرزندانتان را علی اکبر وار تربیت کنید.

خواهرانم: شما راه من و دیگر شهیدان رامانند زینب تداوم بخشید وزندگیتان با خانواده همانند فاطه وعلی (ع) باشد.

                                                به اید ظهور حضرت

                                                     مهدی (عج)

                                                    عباسعلی مهرابی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

ازعمر مابکاه وبرعمر اوبیفزا

تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دار د.باشد تا پند گیرند

نویسنده : نوراله ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٥
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+  

 به نام خداوند جان و خرد

بیانیه ی تحلیلی کانون صنفی معلمان ایران (27 اردیبهشت 88 )

فرهنگیان فهیم ، ملت بزرگ ایران :

دولت آنست که بی خون دل آید به کنار

همکاران گرامی :

اگرچه ما را به حضور می خوانند ، اما به جرم اعتراض سیلی می زنند ، چرا ؟!  نه با صداقت سخن می گویند  ، نه  با صداقت عمل می کنند ،  نه سخن جمع را می پذیرند ، نه به حق رفتار می کنند و نه به اجرای قانون اقدام می کنند .

با کمک همه ی روش ها و قدرتی که دارند می خواهند هم اندیشی و اتحاد را  در هم بشکنند  در شرایطی  که  هزاران معلم در سراسر کشور متحد و یکصدا  خواسته های بحق و تلاش صنفی را با  وحدت و همدلی و  همراهی  حمایت  و پشتیبانی می کنند و هزینه های سخت و تلخی را تحمل می نمایند ،  ماموران حمایت سرد برخی همکاران  را که دغدغه های  اجتماعی و معیشتی ندارند  ، بر ما خرده می گیرند .

 از آنجا که ایجاد تشکل هم اندیش و فعالیت اجتماعی و صنفی یک ضرورت اجتماعی و حق همه ی مردم است و اعتراض به اجرا نشدن وعده های قانونی ، حق مسلم معترضان و فرهنگیان می باشد . چگونه  مسئولان  به  خود حق می دهند که برخلاف قانون  در خیابان ها کتک بزنند ، بازداشت کنند ، به زندان ببرند  ، پرونده سازی کنند ،  توهین کرده ،  افترا  زده  و  وحشت ایجاد نمایند .

اغلب مسئولان با تجمع و فعالیت اجتماعی تنها به شرطی موافقند که در راه حمایت و تبلیغ انان باشد .  دو ماه قبض برق پرداخت نشود آن را قطع می کنند  اما به خود اجازه می دهند  چند سال پرداخت میلیاردها  تومان مطالبات ، حقوق ، پاداش پایان کار بازنشستگان آموزش و پرورش و ...  را عقب بیندازند و در مقابل آموزگارانی  را که از شهرهای  دور و نزدیک برای اعتراض به اجرا نشدن وعده ها گرد هم آمده اند  را در ایستگاه مترو  و خیابان بازداشت کنند  .کدامیک از  این رفتارها جرم و کدامیک حق و قانونی است ؟

فعالیت صنفی آموزگاران از سال 81 نسبت به وجود تبعیض و بی عدالتی در توزیع  درآمد  و رعایت نکردن  قانون نظام هماهنگ  بعنوان اعتراض بروز و ظهور یافت  و تا کنون ادامه دارد  اما با هزار ترفند  هنوز تبعیض  وجود دارد  و هر  روز در رسانه ها  از افزایش حقوق معلم ، کارگر ، مستمری بگیر و ...   خبر منتشر می شود  بطوریکه  اگر جمع  افزایش های    منتشر شده را در نظر بگیریم  امروز هر معلم باید ماهانه یک کامیون حقوق بگیرد . این در شرایطی است که حتی حاضر نیستند در حد 25 %  تورم درآمد ها را افزایش دهند .

مردم شریف ایران :

معلم زیاده خواه ،  خودخواه و پول پرست  نیست .  اما معلمی که نتواند حق  قانونی گروه   خود را  بگیرد ،  چگونه  می تواند پیگیری حقوق اجتماعی را آموزش دهد ؟ معلمی که مجبور به ذلت و فشار می شود چگونه می تواند از آزادگی سخن بگوید ؟  معلمی که تشکیل گروه صنفی نداده  و ارتباطی با تشکلهای  صنفی ندارد  ، چگونه می تواند مشارکت را تدریس کند ؟  آموزگاری که از پلیس سیلی میخورد و زن معلمی که در خیابان مورد هجوم قرار می گیرد ، چگونه می تواند همراهی با پلیس را به نسل ها آموزش دهد ؟

اعتراض جمعی ویژگی جامعه ی زنده و از جمله راه حل های مشکلات اجتماعی است . با نق زدن در تنهایی و چاپلوسی هیچ ملتی آزاد و رشید نمی شود و تحولی در جامعه صورت نمی گیرد . طی سال های  اخیر برخی  مسئولانی که ادعا می کنند  ایران آزاد ترین جامعه ی جهانی است  به جای توجه به اعتراض حدود یک میلیون فرهنگی و پاسخ به خواسته های قانونی آنان در این اندیشه بوده اند که چگونه هسنه های کانون ها و تشکلات صنفی معلمان را در شهرهای دور و نزدیک کشور از درون به هم بریزند  ، اما موفق نشدند . زیرا اغلب  معلمان و آموزگاران سراسر کشور بطور عملی  از  اعتراضات  و اطلاعیه های کانون صنفی و شورای هماهنگی پشتیبانی می کنند و این تلاش جمعی و مدنی برآمده  از فهم  عمومی  فرهنگیان رو به پیشرفت است  و در آینده با هدف اصلاح ساختار ناکارآمد نهاد آموزش به راه خود ادامه خواهند داد .

معلم می داند که برنامه های آموزشی با نیازهای میلیون ها دانش آموز هماهنگ نیست  . جوانان  ما  پس  از تحصیل  از بینش اجتماعی و درک مشارکت مهارت حرفه ای و دانش علمی و کارآمد لازم برخوردار نیستند  .در دانشگاه  نیز  دانشجو و استاد محدود به تنگ نظریهای گسترده ای می باشند .  لذا مسئولیت کاستی ها بر عهده ی مسئولانی است که حتی  قانون  را اجرا نمی کنند و خود را فراتر از قانون برمی شمرند  .گاهی تصمیم به حذف امور تربیتی می گیرند  و گاه با تدبیر متناقض دیگری بیش از 4 هزار مدرسه در شهرهای مختلف  را به حوزه ی علمیه واگذار می کنند  ، با تمرکز گرایی در تمام  مناطق کشور ارتباط عمودی فرمان و بخشنامه را حکم کرده  فرزندان اقلیم های متفاوت و فرهنگ های مختلف را در یک  قالب تربیت می کنند و از بین آموزه های جامعه پذیری آگاهانه و نقد و پرسشگری مسئولانه و شکوفایی ذهن و پرورش خلاقیت های برون زا و پویا در نهادهای آموزش عمومی به تربیت گزینشی و آموزش فرهنگ اطاعت و مرید پروری اعتقاد دارند  و  به فرهنگیان نیز حق اظهار نظر نمی دهند .  فقط قشری از مدیران اراده می کنند  ، تصمیم می گیرند ،  اجرا می کنند  و پاسخ هم نمی دهند .

معلم اول باید بتواند معیشت و تبعیض و بی عدالتی را حل کند  . جلوی حکم اخراج ،  زندان ،  شلاق و ضرب  و شتم آموزگار معترض به شرایط بد و سخت را بگیرد و بتواند به آزادی و بر اساس قانون اساسی حق فعالیت جمعی و ارتباط با تشکل ها را برای خود ایجاد نماید و وعده های داده شده را پیگیری و به نتیجه برساند .

اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری بیش از 4 سال است که  وعده داده شده است . اسفند ماه رئیس جمهور در صدا و سیما قول اجرای این قانون را از آغاز سال 88 داد که با اجرای آن و سیاست های مهرورزانه مشکل حقوق  بگیران   پائین تر ازخط فقر جدید 850 هزار تومان را که با 25 %  تورم  نیز روبرو می باشند  ،حل کند  اما تا کنون به وعده ها عمل نشده و به تازگی بطور شتابزده تصمیماتی گرفته شده است که روش صدور احکام جدید ضعف بررسی های کارشناسی شده را بخوبی نشان می دهد .

دولت همچون گذشته با نهادها و روش های پر خشونت و غیر قانونی بدنبال این است  که حرکت های قانونی و فعالیت های جمعی و حتی تشکل های صنفی را از ریشه نابود کند . فعالان صنفی را به جرم اعتراض  و ایجاد  تشکل  و تفکر اجتماعی به اقدام علیه امنیت و موارد مشابه دیگر متهم و بازداشت می کنند  و حتی به خانواده های فعالان صنفی  و  اجتماعی فشار می آورند  ، پرونده سازی می کنند  ، میلیون ها تومان وثیقه می گیرند  و حبس تعلیقی آشکار و علنی می دهند ،  منزوی می کنند . حتی بی دلیل سجاد خاکساری فرزند فعال صنفی را که به جرم همراهی با نشریه ی قلم معلم بازداشت کرده اند آزاد نمی کنند ،  وثیقه هم نمی پذیرند تا به فعالان صنفی فشار وارد کنند  اما غافل از اینکه مردم خانواده ها و جوانان و نهادهای مدنی و جهانی شاهد این رفتارها و نقض قوانین و حقوق اساسی در بین بیش از یک میلیون فرهنگی می باشند .

معلم به مشکلات دیگر گروههای جامعه اشراف دارد زیاده خواه نیست و از گفتگو استقبال می کند اما  برخی مسئولان آستانه ی تحمل بسیار محدودی دارند و تلاش می کنند تلاش صنفی گروهی را بی نتیجه  جلوه  دهند  و  با  ترفندهای متفاوت و کمک رسانه ها ی وابسته فعالان صنفی را از هم جدا کنند  اما معلمان هوشمند که  تاریخ  تاثیر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی را مطالعه نموده و از شرایط و امکانات کشور بی اطلاع نیستند از گوشه و کنار به اظهارات ، عملکرد ها  و دیدگاه ها نظارت می کنند و مهمترین رفتار جمعی و مدنی موثر را ایجاد  و همراهی  تشکل صنفی فرهنگیان  در سراسر کشور می دانند .

از این رو درود بر همه ی آموزگاران بزرگی که در سایه ی حکمت و دانایی شان گستره ای  از مدرسه  تا  دانشگاه  و شهر تا روستا را با وحدت روز افزون و عضویت قانونی در کانون صنفی با حداقل ارتباط حتی از طریق سایت و ارتباط با همکاران در فضای محدود ومه آلود تلاش صنفی و نتایج ارزشمند آن را پیگیری می نمایند  و می دانند که کانون در فشار است ،  امکانات آن محدود و نیازمند حضور و همراهی و حمایت همراه با ابتکار عمل همه ی معلمان کشور می باشد .  اما امکان آن را ندارد که در هر شهر .و کوچه ای به خانه و مدرسه ی همکاران برود .  شایسته  است همکارانی که  مایلند ،  به  این ضرورت برسند که همراهی خود را از جامعه ی صنفی و مدنی دریغ نورزند .

هر همکار صاحب نظری قبل از طرح ابهامات از خود سئوال کند که با توجه به درک و آگاهی  و تعلق  خاطری که به حل مشکلات و ضرورت های اجتماعی دارد تا چه حد به مسئولیت اجتماعی خود عمل کرده است ؟

همکاران عزیز بی تردید کاستی ها و اشتباهات با حضور در مجموعه ی فعالیت های صنفی آگاهانه و جمعی رفع خواهد شد . نهادهای مدنی تنها در ساختاری دمکراتیک و مدرن از توان ادامه ی حیات و استمرار  فعالیت  صنفی  برخوردار می شوند . لذا طرح اظهارات متناقض و بهانه جویی از کسی سلب مسئولیت نمی کند .

تردید نمی توان کرد که بار وظیفه ی خود را بر دوش دیگران نباید  انداخت  زیرا در چنین شرایطی آموزگاران دیگری از روستاها و شهرهای دور و نزدیک باید هزینه ها و مجازات سنگین تری را تحمل کنند و این شرط انصاف نیست. باید مقاومت و پیگیری جمعی باشد و رشد اجتماعی گروههای اجتماعی در تحمل سختی ها و افزایش شناخت و آموختن تعامل و رابطه ی جمعی و کارگروهی و تمرین تلاش اجتماعی نهفته است .

کار و تلاش جمعی هزینه های سنگین اعتراض عمومی را کاهش می دهد . هرچه تشکل ها منظم تر  و با  اعضای بیشتر و ارتباط محکمتر در کنار هم قرار گیرند نتیجه بهتر و فشار کمتر خواهد شد .

اگر کانون صنفی معلمان مشکلات معیشتی را بخوبی و تا نتیجه متناسب با تورم پیگیری نماید مشکلات و ضرورت های صنفی ازجمله بهبود و اصلاح نهاد و نظام و روش های آموزشی و گسترش  حوزه ی تاثیر و نفوذ  فرهنگیان  و ایفای  حقوق دانش آموزان نیز هموارتر خواهد شد .

کانون صنفی معلمان ایران بر ساس دیدگاه های فعالان صنفی و تشکل های استان ها و شهرستان ها ی  دیگر در حال بررسی اعتراضات روزهای 6 – 7 – 8 اردی بهشت و تجمع 14 اردی بهشت ماه  مقابل ساختمان وزارتخانه  و  وعده های داده شده می باشد  و به دقت روش اجرای شتابزده ی قانون خدمات مدیریت کشوری و صدور احکام و افزایش درآمد حقوق بگیران  را متناسب با تورم و مشکلات موجود زیر نظر دارد  و از تاثیر گذاری بر سرنوشت دانش  آموزان  در  فصل امتحانات  و ایجاد نگرانی اولیای فهیم آنان خود داری ورزیده و ایجاد و همکاری تشکل های صنفی را بعنوان اساسی ترین مطالبه  و مهمترین خواسته ی سرکوب شده خود می داند  و با حمایت همکاران گرامی در شرایط سخت به یاری فرهنگیان سراسر کشور و شورای هماهنگی تشکل ها در تهران و سایر شهرها ی کشور امیدوار است و از کمک  همه ی دوستان  از جمله  زنان  و مردان معلم در اطلاع رسانی استقبال می نماید .

مواضع کانون صنفی معلمان ایران درباره ی آنچه  اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری خوانده شده است پس از تحلیل و بررسی به زودی طی بیانیه جداگانه ای اعلام می شود .

درخرقه چو آتش زدی ای عارف سالک      جهدی کن و سرحلقه ی رندان جهان باش

کانون صنفی معلمان ایران

WWW. Moalleman1 .com

معلمان عزیز ، منتظر بیانیه ی بعدی کانون باشید

نویسنده : نوراله ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ بیانیه یکی پس از دیگری

 

 به نام خداوند جان و خرد

بیانیه شورای مرکزی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسرکشور

اردیبهشت‌ماه 1388

 

 تو پسِ پرده و ما خون‌جگر می‌ریزیم        آه اگر پرده برافتد که چه شورانگیزیم

ملت بزرگ ایران

          اینک جمعی هستیم که از میان خیل عظیم شما برخاسته‌ایم و می‌خواهیم هر آنچه را که در راه رسیدن به اهداف بلندمان، سد راه شده است از میان برداریم و به آموزش و پرورش نوین دست یابیم. عمر گرانمایه را وقف ایران و ایرانی نموده‌ایم، قد خم کرده‌ایم اما سرخم نکردیم، ایستادیم تا بلندای واژه‌ها را تفسیر کنیم تا حدیث پایداری و مقاومت در برابر مشکلات را به تصویر کشیم. اکنون در عصری زندگی می‌کنیم که تمدنی نوین در حال تکوین است. طلیعه­ی این تمدن نوین، تنها واقعیت تکان‌دهنده­ی دوران ماست. بنابراین مسئولیت ایجاد تحول با ماست. ما از خود آغاز کردیم. که چشمانمان را به روی واقعیات اعجاب‌انگیز، عمیق و نو نبندیم و در شب‌های تار و ظلمانی، مهتاب را جستجو نمائیم.

ملت شریف ایران

          دلسوزان فرهنگ جامعه، جهت ارتقای شرایط سخت منزلتی- معیشتی و از طرفی تحول در ساختار نیمه‌جان آموزش و پرورش فعلی که با هزینه‌های بالا محصولی با کیفیت پائین تولید می‌کند، جنبشی راه انداخته‌اند و تشکل‌های صنفی در کنار همکاران خود ساماندهی این جنبش را مدیریت می‌کنند و تا به امروز خواهان تعامل با مسئولان بوده‌اند! اما متأسفانه در مقابل تفاهم تشکل‌ها، دستگاه‌های امنیتی، انتظامی و... راه تقابل  را به آزمایش گذاشته‌اند و معلمان خود و فرزندان خویش را مورد ضرب و شتم قرار داده و هر بار خالق حادثه‌ای جانسوز بوده‌اند! سؤال ما اینست که تاکی می توان با تفکر پادگانی به مقابله با تفکر تربیتی پرداخت؟ تا کی می‌توان امنیت شغلی فرهنگیان را به خطر انداخت؟ تا کی می‌توان از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری(نظام هماهنگ پرداخت) سرباز زد؟ تا کی می‌توان با سناریوی از پیش طراحی شده معلمان مهرورز را به جرم حق‌خواهی، اخراج و تبعید نمود و با این دستمزد زیر خط فقر، تقلیل گروه داد؟ تا کی می‌توان از استخوان شکسته معلمان بالا رفت؟ معلم: بیا و برای رضای دل، از خویشتن بگو، مگذار در غمی، که از آن یاد می‌کنی، سیلاب اشک دیده­ی تو پرده در شود!

ملت بزرگوار ایران

          در این دو سه سال اخیر، دولت اصولگرا موضع سختی درمقابل خواسته‌های صنفی معلمان اتخاذ کرد و حاضرنشد در فضایی احترام‌آمیز حرف‌ها را بشنود و با عقلانیت و تعامل منطقی و به دور از وعده های تو خالی و چشم فریب به مطالبات معلمان توجه کند و از آسیب‌دیدگان حرکت‌های صنفی عذرخواهی نماید، آیا رئیس دولت نهم با حدود 300 میلیارد دلار درآمد، امروز را نمی‌دید که یک میلیون و یکصد هزار فرهنگی با خانواده‌هایشان دارای چه ظرفیتی هستند؟ تجارب اشتباه گذشتگان، راه کار خط‌مشی آیندگان است!

            در خاتمه  کانون‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور از همه‌ی فرهنگیان(شاغل و بازنشسته) می‌خواهند در این بزنگاه تاریخی و برهه­ی حساس تصمیم‌گیری منتظر بیانیه‌ی بعدی تشکل‌ها باشند.

 

هلا  معلم   خوبم   !   بمان   و   دیر بزی  

که   بی‌تو  دل به غمی جاودانه، می‌گیرد    

نسیم دشت! به دهقان سال‌خورده بگو  

 قصیل کشت تو، نک،  باردانه می گیرد.

 باسپاس  

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور 

نویسنده : نوراله ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک